خواستم بنویسم . ذهنم پر بود اما قدرت بیانش رو به صورت نوشته نداشتم !! می دونی یعنی چی وقتی پر باشی و ذهنت سر ریز کنه اما حس نوشتن و گفتن نداشته باشی و سکوت رو ترجیح بدی !! منه وجودم نیاز داره به تعمیرات در گاراژ . منه من نیاز دارم به پیگیری کارهای روی هم تلنبار شدش . من پر از حس نیازم این روزها ....
برچسب: نویسنده: محمد اکبریپور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:15
برچسب: نویسنده: محمد اکبریپور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:15
برچسب: نویسنده: محمد اکبریپور تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:15
اما ما را چه دیدی ، ای عزیز ؟! که اینگونه راحت قضاوتم می کنی و رای می دهی ؟
یا تو ای رفیق . ما را چه دیدی ؟ که اینگونه برخورد کردی با من ؟
یا تو ای زندگی . ما را چه دیدی ؟ که این همه تیر به سمت من می زنی ؟!
برچسب: نویسنده: محمد اکبریپور تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 18:16
کارت بانکی ما هم مثل اتوبوسه ! یک روز صبح اس ام اس میاد که حقوق این ماه ، تو کارتمون توقف کرده . به ظهر نرسیده به مقصد های مختلفی رهسپار شده به اسم ایستگاه قسط و قرض و وام و .... . شب که میشه نسبتا خالیه و می ره تو پارکینگ و نزدیک به یک ماهی با همون مقدار بنزین کم تو باکش می چرخه تا یه وقت بنزین تموم نکنه . خدا اتوبوس هیچ کس رو خالی نذاره و همیشه تو اتوبوسش بنزین باشه . بازم به همین مقدار کم بنزین باقی مانده هم شکر .
برچسب: نویسنده: محمد اکبریپور تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 18:16

من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ای زمان
پی نوشت : این عکس از اون دست عکس هاست که می تونی ساعت ها در موردش بنویسی و دوباره پاک کنی و از سر خط با یه موضوع جدید دوباره ساعت ها در موردش بنویسی . کلا از این عکس هاست که دوسش دارم خیلی . راستی واسه اونایی که هنوز نیومدم به کانال ما : کانال تلگرام گشمده در زمان
برچسب: نویسنده: محمد اکبریپور تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 18:16